X
تبلیغات
ستاد برگزاري دعاي ندبه كوي دانشگاه تبريز ?



?

سال 1391 مبارك

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392
  • عنوان موضوع: اطلاعيه
آدرس وب سایت اصلی


نظرات:
?
?

برنامه دعای ندبه

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:شنبه بیست و سوم آذر 1392
  • عنوان موضوع: اطلاعيه

 

رئوس برنامه:

قرائت دعای ندبه،صرف صبحانه،عزاداری و سینه زنی

منتظریم...


نظرات:
?
?

اربعین

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:شنبه بیست و چهارم دی 1390
  • عنوان موضوع:
چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟ تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟ هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوان‏مردی را با کدام قلم می‏نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم. از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است. قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود؛ چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی‏جواب نخواهد ماند.روزگار این چنین نخواهد ماند دولتِ ظالمین نخواهد ماند قرن‏ها می‏روند و می‏آیند پرچمت بر زمین نخواهد ماند من همان زینبم! بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است

نظرات:
?
?

شاه ‌بیت غزل عشق و عرفان

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:پنجشنبه سوم آذر 1390
  • عنوان موضوع:

حکومت مدنیت ساز آن شاه بیت غزل عشق و عرفان که از پایگاه خانه رسول آغاز شده بود، با گذر از خانه خدا پس از ششم ماه سیر و سفر، سرانجام در بستری از رنج و درد و خطر در پایانه کربلا به بار نشست. در این میان عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی حد و حصر درونی زینب (س) برای بیان حقیقت همیشه ماندگار عاشورا آزاد شود؛ از همین روست که حادثه‌ای می‌آفریند که هر صحنه‌ای از آن به کتاب‌ها بحث و بررسی نیاز دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بی نظیر هنری است. کربلا پایانه است اما نه به معنی موقت و ایستگاه، بلکه به عنوان معبر و گذرگاه، چه آنکه کربلا یک تاریخ است و تاریخ معبر است. زینب(س) از آن پایانه غم رنگ شهادت، باند پرواز معراج وار می‌سازد و در حالی که در نیمه دوم دهه ششم عمرش است، کوله بار اسارت را بر دوش گرفته پرچم مرجعیت حرکت امت را در بستری از هجران به اهتزاز در می‌آورد. اگر میدان کربلا را اوج معراج مردان بدانیم، در کربلا و کوفه و شام است که زینب (س) چند بار به معراج انسانی می‌رود و در این راه، جامعه‌ای را به رشد اجتماعی می‌برد. آنان را که در هیاهوی بی امان دنیا راه گم کرده‌اند به تازیانه کلام بر می‌انگیزد و آنانی که خود گواه حق و تجلی پر بار معرفتند را به تکریم و تحسینی دگرباره می‌خواند، چونان که آن سید الساجدین، امام سجاد(ع) با شنیدن آن خطبه و مشاهده انقلاب روحی مردم، خطاب به عمه‌اش زینب (س) فرمود: «عمه جان آرام بگیر. زیرا در وجود بازماندگان گذشتگان برای مردم، درس عبرتی وجود دارد. سپاس خدای را، تو دانشمندی هستی که معلم به خود ندیده‌ای و خردمندی هستی که استاد نداشته‌ای.»

حضرت زینب علیهاالسلام

آری! خطبه زینب(س) در شهر کوفه و در حال اسارت، عمق فریبکاری، تزویر، ظلم و ستم امویان را آشکار نمود، بی وفایی و پیمان شکنی و آینده دردناک کوفیان را روشن ساخت، آنان را منقلب کرد، پایه‌های کاخ قدرت حاکمان غاصب، ظالم را به لرزه افکند و سرانجام غیر از بیان فاجعه کربلا و معرفی شخصیت و هدف حضرت امام حسین(ع) و یاران او، پیام خون شهیدان را به غفلت زدگان و فریب خوردگان رساند.

این گونه است که هر مجلسی برای زینب(س)، معراج می‌شود و جامعه می‌تواند هم از خود او و هم از سخنان معراج گونه‌اش درس‌ها بیاموزد. این گونه است که زینب(س) چنین در اوج زخم‌ها و زخمه‌ها سخن از جمال و جمیل می‌گوید. اگر از آن همه تاریخ گفته و ناگفته تنها همین قطعه از بهشت زینبی بود، همان ما را بس که این بخش را به حکم برترین‌ها و اوج‌ها الگو قرار دهیم و بدانیم که در پس این زن کربلایی چه «انسان کاملی» نشسته است. او به راستی عقیله دودمان وحی، تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت است. این بزرگوار راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداکاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه آموخت. زینب در اوج مستوریت، عفت و حیا رشد کرده و در مدار تعالی، بالیده است. در عین حال تعلیم حیا و عفت و پوشش در فرهنگ تربیتی خانه فاطمه(س) به هیچ وجه به معنای انزوا، بی توجهی به مصالح اجتماعی اسلام، عدم شکوفایی خصایص انسانی و روحیه شهامت و رشادت نیست. چه اینکه زینب کبری(س) در عین حرکت تام در مسیر زنانگی و رعایت همه حریم‌ها، به دقت مقتضی آن چنان شهامت از خود نشان داده و با درایت و تدبیرش نظم مورد نظر فرهنگ عاشورا را در پی گرفته که همگان را متعجب کرده است.

از نظر ما این ویژگی، خصیصه تربیت فاطمی و علوی است.

ایثار، فداکاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت‌های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم‌های جانکاهی که به او وارد آمده است، از او چهره یک شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باک و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است که تا چرخ زمان حرکت دارد، تا نسل‌ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می‌گردد، این چراغ فروزان، نورافکن جهانیان و نسل‌های آینده خواهد بود.

 امام سجاد(ع) با شنیدن آن خطبه و مشاهده انقلاب روحی مردم، خطاب به عمه‌اش زینب (س) فرمود: «عمه جان آرام بگیر. زیرا در وجود بازماندگان گذشتگان برای مردم، درس عبرتی وجود دارد. سپاس خدای را، تو دانشمندی هستی که معلم به خود ندیده‌ای و خردمندی هستی که استاد نداشته‌ای»

دکتر عایشه بنت الشاطی، نویسنده مشهور مصری و صاحب کتاب (بانوی کربلا) در خصوص حقیقت ماندگاری حرکت زینب (س) می‌نویسد: «خون پاک، ریشه پاک، شیر پاک، ذکاوت سرشار، مربیان بزرگ، شرکت در بزرگ‌ترین انقلاب‌ها بشری، تجربه حوادث و تحولات جهانی، زینب را آن گونه که شایسته بود پرورش داد و او را نمونه‌ای از عالی‌ترین مراتب انسانیت قرار داد. نام این زن در تاریخ ما و تاریخ انسانیت با مصیبتی بزرگ مزین گردیده و آن مصیبت کربلا است، مصیبتی که تاریخ نویسان اتفاق دارند که یکی از حوادث مؤثر در تاریخ شیعه به خصوص در تاریخ اسلامی بوده، حتی بعضی از آن‌ها معتقدند که بالاترین و مؤثرترین حادثه‌ای است که مذهب تشیع را بنا نهاد و آن را پا برجا قرار داد. و از همین جهت آن‌ها را عقیده بر این است که خونی که در آن کشتار جان‌گداز ریخته شده تاریخ سیاسی و مذهبی ما را به رنگ خون در آورد و ما آن را در قتلگاه‌های فرزندان ابوطالب و مجاهدات شیعیان می‌بینیم....»

حضرت زینب سلام اللہ علیہا

بعد از واقعه جان‌سوز کربلا، زینب کبری همچون خورشید پرفروغی بود که هر جا قدم نهاد فضای تیره و تار آنجا را روشن می‌کرد و مردم با وجود نور مقدس او جامه جهل می‌دریدند و با حقایق زمان آشنا می‌شدند.

گر چه زینب کبری بعد از واقعه کربلا مدت زیادی زندگی نکرد ولی در همان مدت کوتاه، انقلابی به پا کرد و بذر آگاهی در سراسر جامعه اسلامی افشاند. بذری که زینب کبری در آن روزگار تباهی و سیاهی افشاند، پس از مدت کوتاهی سبز شد و طومار ستمگرترین دستگاه حکومتی تاریخ اسلام را در هم پیچید. طبری و ابن اثیر می‌گویند: تا دو ماه یا سه ماه پس از شهادت حسین از وقتی خورشید طلوع می‌کرد تا هنگامی که بالا می‌آمد، اهل کوفه دیوارها را خون آلود می‌دیدند، دیوارهای کوفه سخنان زینب را منعکس می‌کرد: «آری به خدا بیشتر بگریید. کمتر بخندید شماها ننگ و رسوایی را به منتهی رسانیدید، این ننگ و رسوایی از دامان شما شسته و پاک نخواهد شد، چگونه می‌شود از ننگ کشتن جگرگوشه خاتم پیغمبران و سرور جوانان اهل بهشت پاک شوید.»

جاحظ در کتاب البیان و التبیین از خزیمه اسدی نقل می‌کند: «پس از شهادت امام حسین(ع) وارد کوفه شدم و سخنان پرمغز و شیوای زینب را شنیدم، من ناطق‌تر و گوینده‌تر از او زنی را ندیدم، گویا از زبان امیرالمؤمنین(ع) سخن می‌گفت.»

این گونه است که می‌گوییم زینب، مدار همیشه ماندگاری است تا در ظلمت بی امان تاریخ شیفت‌گان کمال گرد خورشید حقیقت حرکت کنند. او آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه‌های زلالش کند، تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک همچنان از ورای تاریخ به گوش شنوای دل‌های حق جویان می‌رسد.



منابع:

1 - لهوف، سید بن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایش

2 - نامه جامعه حوزه‌اش 8

3 - زینب (س) شاه بیت غزل عشق و عرفان/ حجة الاسلام احمد اسلامی

4 - حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 1

5 - بانوان عالمه و آثار آن‌ها، مرکز حوزه‌های علمیه خواهران

نویسنده: عزیزالله حسینی


نظرات:
?
?

ماجرای مسلمان شدن شمعون یهودی

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:پنجشنبه سوم آذر 1390
  • عنوان موضوع:

زهد فاطمه علیهاالسلام و اسلام شمعون یهودی

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

وقتی قرار شد مسلمان تازه وارد را طعامی دهند و طعامی یافت نشد سلمان به در خانه حضرت زهرا آمد؛ آن حضرت فرمودند: سلمان! سه روز است که خود و فرزندانم گرسنه ایم و چیزی در خانه نداریم اما خیر را از خود بر نمی گردانم. اینک بیا این چادر مرا بگیر و به سراغ خانه شمعون یهودی برو و پیغام مرا برسان و بگو این چادر فاطمه است او می گوید: در مقابل آن به طور رهن سه کیلو خرما و سه کیلو جو بدهید، إن شاء الله پول آن را می پردازم. سلمان می گوید من چادر را به شمعون دادم و پیغام فاطمه سلام الله علیها را رساندم شمعون چادر را گرفت و مرتب آن را در دستش نگه داشت و خیره شد و پاره ها و وصله های آن را دید و چشمانش پر از اشک گردید و چنین گفت: یا سلمان هذا هم الزهد فی الدنیا... ای سلمان! این چادر نشانه زهد فاطمه در دنیاست این دین همان است که موسی در تورات به ما خبر داده؛ سپس شهادتین گفت و در ایمانش ثابت قدم گشت. 4

 

فاطمه تجسم ایثار

از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: ما مشغول کندن خندق بودیم که بدین وسیله از تهاجم دشمن جلوگیری نماییم ناگاه فاطمه به حضور پدر رسید و پس از عرض ادب پاره نانی را به آن حضرت تقدیم داشته و گفت: پدر این نانها را برای حسنین پخته بودم اینک اینها را برای تو آوردم. پیامبر خدا آن نان را گرفت و گفت: فاطمه جان! این نخستین طعامی است که در طول سه روز پدرت میل می کند.5

 

دفاع از حریم ولایت

بزرگترین درسی که تمامی مؤمنان باید از اول حامی ولایت و امامت بیاموزند دفاع جانانه و تا پای جان از امام زمان خویش است. حضرت زهرای شهیده، در گفتار و رفتار به همگان آموخت که در راه ولایت و برای حمایت از امام از همه چیز خود باید گذشت و در این جهاد فرقی بین زن و مرد نیست. در آن هنگامه غم آلود که علی علیه السلام را با زور به طرف مسجد می بردند، فاطمه علیهاالسلام میان جمعیت آمد و بین امام و آنها قرار گرفت و فرمود: والله لا أدعکم تجرّون ابن عمّی ظُلما... سوگند به خدا نمی گذارم پسر عموی مرا ظالمانه بسوی مسجد بکشانید وای بر شما چه زود به خدا و رسولش خیانت کردید و به خانواده او ستم نمودید با این که رسول خدا پیروی از ما و دوستی با ما را به شما سفارش کرده و فرمود که (در امور زندگی) از اهل بیت اطاعت نمایید، که خداوند فرمود: به مردم بگو از شما پاداش رسالت نمی خواهم جز آن که با اهل بیت من دوستی نمائید.6

خداوند به ملائکه اش می فرماید: ای ملائکه من! بنگرید به فاطمه سرور زنان و کنیزانم که چگونه در برابر من به عبادت ایستاده و چه سان از ترس و خشیت من می لرزد و با چه روح معنوی و حضور قلب مرا پرستش می کند من شما را گواه می گیرم که پیروان واقعی او را در آتش نمی سوزانم

اطاعت از امام

اطاعت بی چون و چرا از امام زمان خویش از درسهای دیگری است که باید از ایشان گرفت. زمانی که سلمان از طرف امیرالمؤمنین خدمت حضرت زهرا آمد که نفرین نکند، ابتدا حضرت نپذیرفت و فرمود: آنها قصد جان علی را دارند و من نمی توانم صبر کنم... در اینجا سلمان عرضه داشت که امام مرا فرستاده، وقتی حضرت پیام امام را شنید فرمود: حال که چنین است می روم و صبر می کنم و سخنش را گوش می دهم و از او اطاعت می کنم.7




پی نوشت:

1. بحار ج 43 ص  84

2. تحلیل سیره فاطمه زهرا، علی اکبر بابایی، ص 124 و 125

3. بحار ج 43 ص  101

4. تحلیل سیره فاطمه زهرا، علی اکبر بابایی، ص132

5. همان، ص 145

6.فرهنگ سخنان حضرت فاطمه، محمد دشتی،ص  106

7. همان،ص  109

 


نظرات:
?
?

کمی در مورد بچه های دعای ندبه...!؟!؟!؟

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:پنجشنبه سوم آذر 1390
  • عنوان موضوع:
اللهم عجل لولیک الفرج...

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز

امروز میخوام کمی از این جمع ساده و بی ریای بچه های دعای ندبه بگم

فقط ببخشین اگه به زبان خودمانی نوشتم!

این جمع میانگین سنیش حدود 15 ساله

بله،تعجب نکنید واقعا میانگین سنی اینه

بزرگامون(که راضی نیستن اسمشون برده بشه) 4نفر خاص هستن!!!

بزارین راهنماییتون بکنم(یکیش مداحه،یکیش مهندس برق،یکیش رتبه اول دانشگاه و یکیش که اصلا قابل وصف نیس ولی اول اسمش(ب))

ما عهد بستیم تا روز ظهور هر جمعه اولین لحظات طلوع صبح تو پایگاه جمع بشیم و این دعا رو بخونیم،شاید آقا به ما هم نگاهی کرد.

این ستاد خودجوش بوده و هیچ گونه پشتوانه ی مالی نداشتیم و نداریم.

راستی 2تا هم از بچه های نوجوان به تازگی پا به عرصه ی مداحی گذاشتن که از صداشون استفاده میکنیم(خدا حفظشون کنه)

راستی یادم رفت بگم که بچه های انصافا خیلی خوب درس میخونن،یعنی مهمتر از همه ملاک براشون درس خوندنه(چون میدونن به گفته ی امام خامنه ای الان وقته جنگ نرمه)

(اینجانب نویسنده هم آبدارچی جنگ نرم هستم!)

راستی این اواخر پیشواز محرم بچه های نوجوان تمرین میکنن و مثل کنفرانس مطلبی درباره ی واقعه کربلا ارائه میکنن(دستشون درد نکنه)

آخرش میخوام از همتون عذرخواهی کنم که این متن رو خوندین و ببخشین باعث نواقصاتش

(تا اینجاشم به زور نوشتم)!!!

خداحافظ تا پست بعدی


نظرات:
?
?

آشنایی با شهر مقدس کربلا

  • نويسنده:بچه های هيئت دعای ندبه
  • تاريخ:سه شنبه یکم آذر 1390
  • عنوان موضوع:
جهان > خلیج‌فارس  - همشهری آنلاین:
شهر مقدس کربلا در صد کیلومتری جنوب غربی بغداد واقع شده است.

در زمان حیات امام علی (ع) این شهر را به اسامی نینوا و شط الفرات نیز می‌شناختند. جمعیت شهر کربلا براساس آمار سال 2003 در حدود 572.300 نفر است و این شهر مرکز استان کربلا است.

شهر کربلا پس از شهر‌های مکه، مدینه منوره، بیت‌المقدس و نجف، مقدس ترین شهر شیعیان جهان محسوب می‌شود. در واقع در نزدیکی همین شهر بود که واقعه مصیبت بار عاشورا رخ داد.

ریشه نام کربلا
نظریات زیادی درباره ریشه‌زبانی نام کربلا وجود دارد. برخی بر این باورند که نام کربلا در زبان آشوری کهن ریشه دارد و از دو بخش کرب به معنای  نزدیک و الله به معنای خداوند گرفته شده است.

برخی دیگر مانند یاقوت حموی جغرافی دان مسلمان بر این باورند که نام کربلا از واژه عربی کربلاط به معنای زمین نرم اخذ شده است. برخی دیگر نیز معتقدند این واژه در اصل برگرفته از زمان فارسی و دو کلمه کار و بالا است.

درباره کربلا
کربلا از ثروتمندترین شهر‌های عراق است و منابع اصلی درآمد آن از زائرین اماکن متبرکه و کشاورزی است و بویژه محصول خرما است. این شهر از دوبخش قدیم یا بخش مذهبی و کربلای جدید تشکیل شده است. مدارس اسلامی و ساختمان‌های دولتی زیادی نیز در کربلا متمرکز شده‌اند.

مرقد مطهر امام حسین (ع) که در برخی از منابع نیز آن را مسجد‌الحسین(ع) نامگذاری کرده‌اند، در مرکز بخش مذهبی شهر کربلا قرار دارد.در روز عاشورای حسینی بسیاری از مسلمانان و شیعیان جهت زیارت این مکان مقدس به شهر کربلا می‌آیند. بسیاری از زائران مسن نیز به کربلا می‌آیند تا آخرین سال‌ها و روز‌های زندگی خود را در این شهر مقدس سپری کنند.

به دلیل وجود مرقد مطهر امام حسین در شهر کربلا ، 100 مسجد و 23 مدرسه دینی در این شهر ساخته شده‌اند.

تاریخ کربلا
مهمترین واقعه تاریخ شهر مقدس کربلا، شهادت جانگداز امام حسین(ع) و 72 نفر از یاران ایشان در عاشورای سال 61 هجری(10 اکتبر 680 میلادی) است.

حسین بن على(ع) یکى از محورهاى وحدت شیعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه گران اموى از نفوذ شخصیت او بیم داشتند.
با مرگ معاویه در سال 60 هجرى، یزید به والى مدینه نوشت که از امام حسین(ع) به نفع او بیعت بگیرد. اما سید الشهدا که فساد یزید و بى‏لیاقتى او را مى‏دانست، از بیعت امتناع کرد و براى نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین مى‏انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت.

از مدینه به مکه هجرت کرد و در پى نامه‌نگاری‌هاى کوفیان و شیعیان عراق به آن حضرت و دعوت براى آمدن به کوفه، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه‏هایى براى شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجرى از مکه به سوى عراق، حرکت کرد.

پیمان‌شکنى کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوى کوفه مى‏رفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین«کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت.تسلیم نیروهاى یزیدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه‌کام، همراه اصحابش به شهادت رسید.

از آن پس، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگى شد و کشته شدن وى، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان‌هاى خفته گردید.

شهر کربلا از کم آبی در مقیضه بود که در اوئل قرن هجدهم با ساختن بندی در ابتدای نهر حسینیه این مشکل تا حدود زیادی مرتفع شد. در 1801 میلادی و پس از حمله واهابی‌ها به کربلا شهر به شدت آسیب دید و و هابی‌ها کربلا را غارت کردند.پس از حمله وهابی‌ها و رفع قائله آنان بزرگان کربلا حکومت خودمختاری را در این شهر اعلام کردند، اما دوره حاکمیت بزرگان کربلا بر این شهر  زیاد طول نکشید و با حمله عثمانی‌ها در سال 1843 خاتمه یافت.

حاکمیت عثمانی‌ها بر کربلا سبب مهاجرت بسیاری از علما از این شهر به نجف مقدس شد.از این زمان به بعد نجف مرکزیت دینی یافت. تا سال‌های اولیه قرن بیستم میلادی ایرانیان 75 درصد سکنه کربلا را تشکیل می‌دادند، اما در دوره سلطه بریتانیایی‌ها بر کربلا جمعیت ایرانیان ساکن کربلا به تدریج کاهش یافت.

در زمان حاکمیت صدام حسین در عراق سخت گیری‌ها بر مردم شهر کربلا شدت یافت و در این زمان غیر شیعیان مجاز به سفر به کربلا نبودند. در سال 1991 و در جریان قیام شیعیان علیه حکومت صدام حسین آسیب‌های فراوانی به شهر کربلا وارد شد. سرکوب قیام شیعیان عراق نقاب را از چهره بی رحم صدام برکشید و چهره واقعی او را برملا و بی رحمی و سنگدلی صدام نزد جهانیان را آشکار ساخت.

در سال 2004، قریب یکسال پس از اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی و پس از سقوط حکومت صدام ، بیش از یک میلیون زائر جهت زیارت حرمین مطهر به شهر کربلا رفتند.اما انفجار بمب صدها زائر را به شهادت رساند.این واقعه جانگداز در واقع به واسطه اشغال عراق توسط نیرو‌های آمریکایی و نبود شرایط امنیتی مناسب در شهر کربلا رخ داده بود.


نظرات:
?
?

اخرين مطالب